ابو القاسم پاينده
76
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
بود وصلحاى قوم در سماع واستماع حديث دقتى نزديك به وسواس مىكردند وقدرتهاى وقت بشدت مانع بسط حديث بودند وهمين نكات آن آشفتگى سهمگين را كه سنت پيمبر بعدها بدان دچار شد بيست وچند سال عقب انداخت . پيمبر براي نقد حديث معيارى نهاده بود كه چون حديثي از من بشما رسيد ، آن را به قرآن وسنّت عرضه كنيد وهر چه موافق آن بود بگيريد . منظور از سنت ، أحاديث مسلم است كه مضمون آن محك حديث مشكوك از سنت ، أحاديث مسلم است كه مضمون آن محك حديث مشكوك تواند شد وهم فرموده بود : « هر چه از من بشما رسيد وموافق قرآن نبود من نگفتهام ، » اما همه كس از اين معيار استفاده نمىتوانست كرد كه به تعبير علي ( ع ) در قرآن آيات ، محتمل الوجوه هست وتشخيص حديث مسلم كه معيار حديث مشكوك تواند شد ، مشكل ديگر است كه ذهن عادى به حلّ آن قادر نيست ، بدين جهت بيشتر كسان ، حديث درست را از صدق راوي ميشناختند كه بفطرت بدوي وممارست أيام راستگو را از دروغگو آسان توانستند شناخت وهسته علم درايت يعنى أحوال رجال از اينجا پديد آمد ودر همان زمان بسيار كسان بجستجوى حديث درست وسماع از راوي راستگو شرق وغرب ميسپردند واز مدينه بمصر وشام وگاه تا فرغانه وسمرقند ميرفتند ومحنت سفر را كه بحق در آن روزگار نمونه سفر بود در راه اين مقصد بزرگ آسان ميشمردند . جابر بن عبد اللَّه انصارى صحابي معروف از مدينه بشام رفت تا حديثي را كه عبد اللَّه بن أنيس جهنمى از پيمبر روايت مىكرد از أو بشنود « 1 » ، وهم أو از مدينه تا مصر سفر كرد تا از عقبة بن عامر حديثي فرا
--> ( 1 ) مسند أحمد بن حنبل